برچسب:
نویسنده: سجاد صادقی
شازده احتجاب همین طور که داشت کفل فخری رو میمالید به این فک میکرد که صدای خنده ی فخری بلندتر شه،برسه به گوش فخرالنسا،میخواس صدای سرفه های فخرالنسا رو با صدای خنده های فخری بپوشونه،ولی شرط میبندم از یه جایی به بعد،کفل فخری رو که از صد قدمی می دیده یاد سرفه هی فخرالنسا میفتاده و دلش ریش میشده!
برچسب:
نویسنده: سجاد صادقی