خرید بک لینک
داشت از درد میمرد ولی خیلی صبورانه فقط گفت خانم دکتر من هنوز درد حس میکنم،داشتم اشک میریختم،به خودم و همه ی آدمای آشغال و بی فایده و نفهم بالاسرش فحش میدادم و میدویدم دنبال استاد کوفتیم که بیا هنوز درد داره،حتی حاضر نشد بیاد تو،فقط گفت بهش فنتا و میدا بزن،اگه هنوزم درد داشت کتامین،بهش دارو دادم،آروم

برچسب: نویسنده: سجاد صادقی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 3:17

شازده احتجاب همین طور که داشت کفل فخری رو میمالید به این فک میکرد که صدای خنده ی فخری بلندتر شه،برسه به گوش فخرالنسا،میخواس صدای سرفه های فخرالنسا رو با صدای خنده های فخری بپوشونه،ولی شرط میبندم از یه جایی به بعد،کفل فخری رو که از صد قدمی می دیده یاد سرفه هی فخرالنسا میفتاده و دلش ریش میشده!

+ نوشته شده در ساعت توسط فریماه |

برچسب: نویسنده: سجاد صادقی تاريخ: سه شنبه 13 تير 1396 ساعت: 3:17

صفحه بندی